ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

311

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

ابن تومرت به مسجدى روبروى مسجد سبت وارد شد و در آنجا سكونت گزيد در حالى كه جز يك مشك آب و يك عصا چيز ديگرى از مال دنيا با خود نداشت . مردم به موعظه‌هاى او گوش دادند و از هر طرف به او روى آوردند و در نزد او به تحصيل انواع علوم پرداختند . او هر جا كه به كارهاى نكوهيده‌اى برخورد ميكرد از انجام آن جلوگيرى مىنمود . وقتى پيشرفت او در اين قبيل اعمال زياد شد ، امير يحيى او را با عده‌اى از فقها به حضور فرا خواند . و وقتى رسم و روش او را ديد و سخنانش را شنيد به اكرام و احترام او پرداخت كه در حقش دعا كند . ابن تومرت مدتى نيز ازين شهر بيرون رفت و با گروهى از نيكان در منستير اقامت كرد . سپس به بجايه [ ( 1 ) ] رفت و آنجا نيز در خصوص امر بمعروف و نهى از منكر و هدايت مردم ، همان روش را در پيش گرفت . يك بار به قريه‌اى كه در نزديكى شهر قرار داشت رفت كه ملاله ناميده مىشد .

--> [ ( 1 ) ] - بجايه ( به كسر با ) كه فرانسوىها آن را « بوژى » مىگويند ، بندر و شهرى است در الجزاير ، شمال غربى ولايت قسطنطنيه و شمال شرقى الجزاير ، بر ساحل غربى خليج بجايه به فاصله 175 كيلومترى شرق شهر الجزاير . بندرگاهش خوب و موقعيتش بسيار زيباست . روغن زيتون ، پشم ، پوست و مواد معدنى از آنجا صادر مىشود . از دوره روميان سابقه دارد . در سال 1833 به تصرف فرانسويان درآمد . لفظ فرانسوى « بوژى » ( بمعنى شمع ) ناشى از شمع‌هائى است كه از اين جا صادر مىشده است . ( دائرة المعارف فارسى )